کهنه تقویم زنده گی

تاریخ مرگ و ماتم است این کهنه تقویم روی میز
هر برگ آنرا پاره کن میان شعله ها بریز
باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت!
...
باید که تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت
این کهنه تقویم غریب تکرار تاریخ عذاست
بی ابتدا بی انتهاست...
باید جهان را تازه دید
رفت و به فردا ها رسید
برای یک آغاز نو نباید انتظار کشید...
به اعتماد دست هم
باید گرفت از نو قلم...
باید که خط زد و نوشت
از ابتدا قدم قدم
تاریخ مرگ و ماتم است
این کهنه تقویم غم است
بی ترس دوزخ یا بهشت
از زندگی باید نوشت...
(( علی منصوری ))
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ ساعت 4:54 PM توسط حسني
|
یا رب به دلم غیر خودت جامگذار