خدابا ! به من قدرت تحمل عقيده مخالف ارزاني كن!
خدايا ! مرا هموار اگاه و هوشيار دار تا بيش از شناختن " درست " و كامل كسي ، يا فكري" مثبت يا منفي قضاوت نكنم!
خدايا! شهرت ، مني را كه : " مي خواهم باشم " قرباني مني كه مي خواهند باشم" نكند!.
خدايا! به من ،" تقوايي ستيز " بياموز تا در انبوه مسئوليت نلغزم ، و از" تقواي پرهيز " مصونم دار تا در خلوت عزلت ، نپوسم!.
خدايا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مشكان ، اضطربها ي بزرگ ، غم ها بزرگ ، غمهاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن ، لذت ها را به بنده گان حقيرت بخش و درد هاي عزيز بر جانم ريز!
خدايا! انديشه و احساس مرا در سطحي پائين مياركه كه زرنگيهاي حقير و پستيهاي نكبت بار و پليد " شبه ادم هاي اندك " را متوجه شوم ، چه دوست تر ميدارم " بزرگواري گول خور " باشم تا همچون اينان ، " كوچكان گول زن! "
خدايا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان " طبيعت " تاريخ " ، جامعه" ، و خويشتن " رها كن ، تا انچنان كه تو ، اي افريده گار من ، مرا آفريده اي ، خود افريده گار خود باشم ، نه كه همچون حيوان " خورا با محيط" كه محيط را با خود تطبيق دهم.
خدايا! اتش مقدس " شك " را آنچنان در من بيفروز تا همه "يقين " هاي را كه در من نقش كرده اند بسوزد، انگاه از پس توده آي اين خاكستر لبخند مهر اوه بر لبهاي صبح يقين،شسته از هر عبار ، طلوع كند!.
خدايا! مرا از فقر ترجمه و زبوني تقليد نجات بخش، تا قالبهاي ارثي را بشكنم ، تا در برابر " قالب ريزي " غرب ، بايستم و تا همچون اينها و انها ، و ديگران حرف نزنند و من فقط دهنم را تكان دهم!
خدايا ! قناعت ، صبر و تحمل را از ملتم بازگير و بمن ارزاني دار!
خدايا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسين بن علي ، سپاس مي گزارم كه دشمنان مرا از ميان احمقها بر گزيني ، كه چند دشمن ابله ، نعمتي است كه خداوند تنها به بنده گان خاصش عطا ميكند!.
خدايا ! مرا ياري ده تا جا معه ام را برسه پايه كتاب ، ترازو، و آهن استوار كنم ، و دلم را از سه سرچشمه حقيقت ، زيبايي و خير سيراب سازم!
خدايا! "جامعه " ام را از بيماري مصوف و معنويت زدده گي شفا بخش ، تا به زنده گي و واقعيت بر گردد، و مرا از ابتذال زنده گي و بيماري واقعيت زده گي نجات بخش ، تابه ازادي عرفاني و كمي معنوي برسم!
خدايا! به روشنفكراني كه اقتصاد را "اصل " مي دانند بياموز كه ، اقتصاد " هدف نيست، وبه مذهبي ها كه "كمال " را مي دانند بياموز كه اقتصاد هم اصل است!
خدايا در برابر هر انچه انسان ماندن را به تباهي مي كشاند ، مرا با " نداشتن" و " نخواستن " روئين تن كن!.
خدايا ! به من توفيق تلاش ، در شكست ، صبر در نوميدي، رفتن، بي همراه ، جهاد بي سلاح، كار، بي پاداش ، فداكاري ، در سكوت ، دين ، بي دنيا، مذهب، بي عوام ، عظمت ، بي نام، خدمت بي نان، ايمان ، بي ريا، خوبي ، بي نمود، ، گستاخي ، بي خامي ،مناعت، بي غرور ،عشق بي هوس ، تنهايي ، در انبوه جمعيت، و دوست داشتن ، بي انكه دوست بداند، روزي كن!
خدايا! مرا از هم فضائلي كه به كار مردم نيايد محروم ساز ! و به جهالت وحشي معارف لطيفي مبتلا مكن كه در جذبه احساس هاي بلند ،و اوج معراجهاي ماورا ، برق گرسنگي را در عمق چشمي ، و خط كبود تازيانه را بر پشتي ، نتوانم ديد!
خدايا به جامعه ا بياموز كه تنها راه بسوي تو از روي زمين مي گذرد، اما براي من بيراهه اي ميان بر را نشان بده !
خدايا! به مذهبي ها، بفهمان كه انسان از خاك است، بگوكه :يك پديده اي مادي نيز به همان اندازه خدارا معني ميكند كه يك پديده اي غيبي، در دنيا همان اندازه خدا وجوددارد كه در اخرت، ومذهب اگر بيش از مرگ به كار نيايد پس ازمرگ به هيچ كار نخواهد امد !
خدايا! چگونه زيستن را تو بمن بياموز، چگونه مردن را خود خواهم اموخت!
خدايا ! مرا از اين فاجعه پليد "مصلحت پرستي" چون همه كس گير شده است نجات بخش !
" شريعتي بزرگ"
روحش شاد و غريق رحمت خدا باد
دروود و هزارن درود بنده گان پاك و معصورم خدا برا او باد