بیا با هم از پیچ خم سبز گیاه

تا ته پنجره بالا برویم و ببینیم خدا

پشت این پنجره ها لحظه ای کاشته است ؟

تا خدا فاصله ای نیست !

بیا با هم از غربت این نادانی سوی اندیشه ادراک افق ...

مثل یک مرغ غریب لحظه ای پر بزنیم

من به پرواز خدا در دل من  در دل تو

مثل هر صبح پر از آیه و نور

بار ها معتقدم و قسم می خورم

این بار به هر ائینه و نور

تا خدا فاصله ای نیست !

بیا  برویم ...